۱.۳۱.۱۳۹۱

عصری!

امروز، من، شاد!
کلا همیشه مودیم انگار. یه لحظه خوبم یه لحظه داغون. الان امنتحان تو خونه  بخش یک رو تحویل دادم. بخش دو رو تحویل گرفتم! 
الکی شادم. شایدم هم شادم جون بالاخره یه کاری کردم. دلیلش خیلی مهم نیست! تو اردر به بچه آبنبات چوبی بدی شاد می‌شه! 

تیکه دوم هنوز مونده!‌
هاها
از دیروز می ‌خوام زویی و فرانی بخونم بعد کتاب رو که ندارم. تو ایران دارمش می‌خوام دانلودش کنم!
دستم درد می‌کنه! خیلی

همین
بستنی می‌خوام!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر